
[ چهارشنبه 28 آبان 1393 ] [ 16:33 ] [ bsm ]
[ ارسال نظر(0) ]
صداقت محور
|
یه موتور گازی داشت که هر روز صبح و عصر سوارش میشد و قارقارقارقار باش میومد مدرسه و برمیگشت. یه روز عصر که پشت همین موتور نشسته بود و میروند، رسید به چراغ قرمز. ترمز زد و ایستاد . یه نگاه به دور و برش کرد و موتور رو زد رو جک و رفت بالای موتور و فریاد زد:الله اکبر و الله اکــــبر ... نه وقت اذان ظهر بود نه اذان مغرب.اشهد ان لا اله الا الله ... خلاصه چراغ سبز شد و ماشینا راه افتادن و رفتن و آشناها اومدن سراغ مجید که آقا مجید ؟ چطور شد یهو؟ حالتون خوب بود که !مجید یه نگاهی به رفقاش انداخت و گفت :"مگه متوجه نشدید ؟ پشت چراغ قرمز یه ماشین عروس بود که عروس توش بی حجاب نشسته بود و آدمای دورش نگاهش میکردن . من دیدم تو روز روشن جلو چشم امام زمان داره گناه میشه. به خودم گفتم چکار کنم که اینا حواسشون از اون خانوم پرت شه. دیدم این بهترین کاره !" همین! "برگی از خاطرات شهید مجید زین الدین” (روحمان بیادش شاد"صلوات") [ دوشنبه 26 آبان 1393 ] [ 12:33 ] [ bsm ] [ ارسال نظر(0) ] [ سهشنبه 20 آبان 1393 ] [ 23:04 ] [ bsm ] [ ارسال نظر(0) ] ![]() ارزش ابالفضل العباس(ع) به جهاد و فداکاری و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است؛ به صبر و استقامت اوست؛ به آب نخوردن اوست در عین تشنگی و بر لب آب، بدون اینکه شرعا و عرفا هیچ مانعی وجود داشته باشد. ارزش شهدای کربلا به این است که از حریم حق در سخت ترین شرایطی که ممکن است انسان تصورش را بکند، دفاع کردند. امام خامنه ای (مدظله العالی) - 1384/5/5
[ سهشنبه 20 آبان 1393 ] [ 23:04 ] [ bsm ] [ ارسال نظر(0) ] [ سهشنبه 20 آبان 1393 ] [ 23:04 ] [ bsm ] [ ارسال نظر(0) ] [ سهشنبه 20 آبان 1393 ] [ 23:04 ] [ bsm ] [ ارسال نظر(0) ] [ سهشنبه 20 آبان 1393 ] [ 22:53 ] [ bsm ] [ ارسال نظر(0) ] |
|
|
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ] | ||